تبليغاتX

ما همه در دنیای مخصوص خودمان زندگی می کنیم. اما اگر به بالا، به آسمان پر ستاره نگاه کنی، می بینی که تمام دنیاهای متفاوت، آن جا با هم ترکیب می شوند و صورت های فلکی، منظومه های خورشیدی، کهکشان ها را می سازند

چیزهای خوب شایسته ی آدمهای خوب است

قدم اول

از آخرین باری که چیزی نوشیده ام سه روز می گذرد. تازگی ها فهمیده ام گروه های حمایت کننده وجود دارند. این روزها برای هر چیزی یکی از این گروه ها هست. دنبال آن ها گشتم و یک جلسه گردهمایی شان را پیدا کردم.

دیشب برای اولین بار شهامت پیدا کردم، بلند شوم و بگویم: ((سلام، من سندی هستم و یک خون آشامم.))

شاید امیدی باشد.

نوشته: تیم اسکات


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1 فروردین1388ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط بهنام |

برای دیدن بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید

1    2    3

تصویر بزرگ                            تصویر بزرگ                            تصویر بزرگ

منتظر نظرات شما دوستان عزیز هستم

راستی اینم مثل پست های عکس دیگه هست

و

هر نظر = با ۱ عکس جدید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 24 تیر1387ساعت 8:54 بعد از ظهر توسط بهنام |

ملاک های ازدواج شما چیست!؟

 

سلام دوست من

خوبی؟

خوشی؟

سلامتی؟

اومدم یه بحث جالب راه بندازم. "ازدواج" آره همین ازدواج خودمون رو میگم که الان خیلی ها فکرشون بهش مشغوله، خیلی ها هم به قول خودشون بهش فکر نمی کنن ولی دارن خالی میبندن خیلی ها هم که رفتن و واردش شدن رازی و نارازی شو من نمیدونم از خودشون باید بپرسید. حالا اینارو ولش آخه من نیومدم که اصلاً بگم ازدواج خوب هست یا بد! که حتماً خوب هست این نظر منه حالا به چه دلیل بماند که کلی دلیل و مدرک واسش هست. مثلاً یکی از بزرگترین هاش احتیاج مرد به زن و بالعکس هست. ولی ازدواج فقط همینه!؟ نه من میگم نیست (این نظر منه) 2 زاریت که کج نیست؟ حالا اینجا ها رو هم ولش، چون من نه کارشناس، نه روانشناس هستم، نه تجربش رو داشتم. حرف من و سؤال من اینه که ملاک های شما پسر و دخترای عزیز برای یک زندگی مشترک و شروع اون چیه؟ مثلاً شما اول به قیافه – پول – مدرک و ... نگاه می کنید یا به مهربانی – صداقت – و یک لقمه نان حلال و ... ؟ یا همش رو با هم می خواید؟

البته هر انسانی نقایصی هم داره شاید از نظر بیان – جسمانی – روحی و ... و هیشکی نمیتونه بگه که من بی نقص هستم! "گل بی عیب خداست" بازم این چیه؟ آره درسته نظر منه

در کل من اومدم اینجا این بحث رو باز کنم و ملاک های شما دوستان رو بدونم تا بتونیم اطلاعات و تجربه های خوبی از هم دیگه بگیریم.

این هم اضافه میکنم که پل ارتباطی ما با هم در قسمت نظرات هست. پس منتظر شما و نظراتتون هستم.

راستی در اینجا من به حرف های شما اگه بتونم جواب میدم البته اگه جواب لازم داشته باشه

 

خواهشن ملاک هاتون رو صادقانه بیان کنید

+ نوشته شده در یکشنبه 23 تیر1387ساعت 9:42 بعد از ظهر توسط بهنام |

نکات ساده و ضروری

1- رعایت کامل اصول مراقبت های اولیۀ بهداشت پوست و سلامت کامل جسمی و روانی.

2- شستشوی روزانه دو مرتبه صبح قبل از شروع کار روزانه و شب بعد از اتمام فعالیّت.

3- صبح ها بعد از شستشوی صورت در حالی که پوست صورت هنوز مرطوب است، کرم مرطوب کننده مناسب نوع پوست خود را بمالید و با حرکات دورانی و نرم رو به بالا ماساژ دهید و هنگام خروج از منزل حتماً از کرم ضد آفتاب استفاده کنید.

4- حرکات یاد شده زیر را (در صورت امکان 10 تا 15 دقیقه پشت سر هم انجام دهید) تا صورتی شاداب و بدون چین و چروک داشته باشید.

الف- فریاد خاموش بکشید.

ب- لبخند بزنید ( به طوری که فقط لب ها به سمت گوش ها کشیده شوند بدون آن که چشم را جمع کنید).

ج- به حالت سوت زدن، لب ها را جمع کنید.

د- گونه های خود را از هوا پر کرده و بینی خود را باد بدهید. چشم ها را ببندید و در همان حال به حالت تعجب چشم ها را بالا کشیده سپس باز کنید.

5- هر روز جملات زیر را تکرار کنید تا روحیه ای شاد و سالم و صورتی زیبا و با طراوت داشته باشید.

الف- من به استقبال این روز فرخنده می روم.

ب- من هر کاری که برای بهتر شدن امروز از دستم بر آید، انجام می دهم.

ج- من هر روز و از هر جهت بهتر و بهتر می شوم.

د- خدا را به خاطر تمام نعمت هایی که به من داده شکر می کنم.

6- انجام کارهای نیک مانند: کمکی کوچک، یاددادن مطلبی یا کاری به کسی، و محبت به پدر و مادر و اعضای خانواده و ... را فراموش نکنید.

7- در صورت امکان حتماً هر روز زیتون بخورید یا روغن زیتون را همراه سالاد مصرف کنید.

8- عصرها صورت خود را پاک کنید و با گلاب بشویید. از کمپرس یخ یا شستن صورت با آب یخ استفاده کنید. شستشو با صابون و یا شیر پاک کن را در انتهای فعالیت روزانه (معمولاً عصرها)  حتماً انجام دهید و از کرم مرطوب کننده استفاده کنید.

9- بهترین زمان استفاده از کرم ضد چروک هنگام غروب است (به جز ترکیبات لایه بردار). سعی کنید، شبها به صورت خود کرم نزنید و به پوست صورت استراحت بدهید.

10- هفته ای یک بار (قبل از حمام) حتماً پاک سازی عمیق صورت را انجام دهید.

11- شستشوی صورت با گلاب را در انتهای روز فراموش نکنید. هم چنین شستن صورت با آب هویج و خوردن آن بسیار مفید است. زیرا سرشار از ویتامین A است و از تبخیر رطوبت در پوستهای خشک جلوگیری می کند.

12- روزانه 15 دقیقه پاها را روی دیوار گذاشته، نفس عمیق بکشید. پارچه کتان یا نخی تمیز را که آغشته به شیر سرد و تازه کرده اید، روی چشم گذاشته قطعات خیار (با پوست را روی صورت قرار دهید و به موزیک دلخواه خود گوش کنید.

 

منبع: دانستنیهای بدنسازی

نوشته : بهنام صمیمی

جلد: دوم

+ نوشته شده در جمعه 14 تیر1387ساعت 6:24 بعد از ظهر توسط بهنام |

برای دیدن کل عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید

1      2      3

تصویر بزرگ                             تصویر بزرگ                               تصویر بزرگ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 11:39 بعد از ظهر توسط بهنام |

به زودی

...

..

.

behnam samimi

تصویر بزرگ

+ نوشته شده در دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 11:26 بعد از ظهر توسط بهنام |

سلام

حالتون خوبه!؟

امیدوارم که خوب و توپ و چاق و از این "متلک ها" باشین

اینجا که میبینید کارهایی که خودم با از این برنامه مرنامه ها انجام دادم رو میزارم

البته این کاره نیستم ها

ولی خوب بازم از بی کاری بهتره

شما دوستان گل هم که اینکاره اید یا نیستید نظراتتون برام بسیار مهم هست

پیشنهاد انتقاد و ...

من خوراکم این چیزاست

منتظر شما عزیز هستم

 

 

برای دیدن بقیه کارها روی ادامه مطلب کلیک کن

 

 

zan o khorshid          red          eshghe porteghali

تصویر بزرگ                              تصویر بزرگ                           تصویر بزرگ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 17 خرداد1387ساعت 11:24 بعد از ظهر توسط بهنام |

نوشته های زیبا چیه!؟

...

..

.

نوشته زیبا می تونه خیلی چیزا باشه!

مثلاً می تونه یه پیامک تو گوشیۀ تو و من باشه

می تونه یه حرف پند آموز باشه

می تونه یه نوشته رو یه کارت تبریک باشه

می تونه خیلی غم انگیز باشه (مهم اینه که زیباست)

می تونه حرف دل یکی باشه که من گذاشتم اینجا

می تونه

می تونه

و

می تونه های دیگه باشه

اگه این حرفا رو قبول نداری خودت به ادامه مطلب برو و ببین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 9:22 بعد از ظهر توسط بهنام |

خوب از اسم پست معلومه

عکس های عشقولانه

هر نظر = با "یک عکس جدید"

برای ادامه عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید

1      2     3

تصویر بزرگ                                    تصویر بزرگ                                  تصویر بزرگ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 10:59 بعد از ظهر توسط بهنام |

khavase khoraki ha

توضیح کوتاهی در مورد این پست:

در این پست می تونین مطالب جالبی در مورد انواع میوه ها و خوراکی ها بخونین از هندونه و هلو و خیار گرفته تا اسفرزه و شیرین بیان و ...

تمام این مطالب از کتاب ها، مجله های ایرانی و خارجی، اینترنت و ... جمع آوری شده

در پایین تمام مطالب سعی شده منبع نوشته بشه

پس کش رفتن موقوف

اگه هم که آره اونم با اجازه

نظرهای شما بازدید کننده محترم برای من بسیار مهم هست برای اینکه بتونم سعی و تلاش رو بیشتر کنم و مطالب بیشتری رو براتون آماده کنم چون به زودی اینجا رو می خوام منفجر کنم البته با کمک شما

نظرهاتون رو در همین پست قرار بدهید و اگر از میوه یا ... مطلبی خواستید بگید تا براتون آماده کنم

ممنون

تا پست بعد و کار جدید خدانگهدار

...

..

.

انبه

خیار

اسفرزه

جو

گلپر

موسیر

ریشه شیرین بیان

فندق

ریواس

بامیه

کنجد

شیر خشت و ترنجبین

بهار نارنج

ژلاتین

عسل

تمشک

موز

هندوانه

گلابی

+ نوشته شده در شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 9:26 بعد از ظهر توسط بهنام |

بهترین و بد ترین خاطرۀ شما از سال 1386 "با هدیه"

 

سلام سلام

بَه بَه بَه

بوس. ماچ. بوس

بسته دیگه

خیس خالیم کردی

صورتم تُف مالی شد

اَه

سال نو مبارک

چه خبرا

خوشی؟

سلامتی!؟

میبینم که اینقد عیدی گرفتی جیبت داره منفجر میشه

اصلاً به من چه

من که بخیل نیستیم

نوش جونت

گوشت شه بِره ...

انشاالله سال خوب پر از خوشی و شادی باشه هم برای تو هم خوانوادت

امیدوارم سال پر برکتی باشه برات

فُرغون، فرغون پول ببری خونتون

خوب بگو ببینم سال پیش چطور بود

می خوام بدونم راضی بودی یا نه

حتماً بودی

نه!

وای

چرا!؟

چه اتفاقی افتاده بود؟

تعریف کن ما هم بدونیم

...

..

.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 5 فروردین1387ساعت 5:55 بعد از ظهر توسط بهنام |

کتاب بازی!

با سلام و عرض ادب خدمت شما بازدید کننده محترم که میدونم خیلی هاتون از دوستان قدیمیم هستین و خیلی هاتون هم تازه پیش من اومدید در کل خوش اومدید.امیدوارم حالتون خوب باشه و سر حال و پر انرژی پست رو بخونین و یه حال کوچیک به من و بقیه دوستان بدین. یه چند وقتی بود که مطلبی ارسال نکرده بودم. اونم مطلب به درد بخور. البته امیدوارم بقیشون به دردتون خورده باشه. به همین خاطر حالم گرفته بود! این کار هم، همه چیو از آدم میگیره از همه چی دورت میکنه حالا بماند چیا ... چون زود می خوام برم سر اصل مطلب. امروز سر کار یه دفعه مخم توش آتیش روشن شد بدون جرقه! گفتم زود بیام این آتیش گرم و با هم تقسیم کنیم. به فکرم افتاد که بیام در مورد کتاب و کتاب خوندن حرف بزنم البته اونقدر ها هم کتاب خون نیستم و نمیتونم بیام و کنفرانس بدم ولی خوندنش رو دوست دارم همین طور کسایی که با کتاب حال میکنن. به خاطر همین این پست رو زدم که هر کی کتاب یا کتاب هایی رو که خونده و خوشش اومده بیاد معرفی کنه واسه من و دوستای دیگه فکر کنم جالب بشه معرفی هم تو قسمت نظرات. امیدوارم که کلی کتاب معرفی شه. راستی اگه از کتابی که خوندین برداشتی داشتین اونم بنویسین یا بهترین نویسنده از نظر شما و بیشتر چه جور کتاب هایی دوست دارین و ... خودم هم نظر میزارم تا بیشتر با این کار آشنا بشیم پس با یه کلیک تو قسمت نظرات میتونیم لیست بلند بالایی از کتاب های دنیا رو داشته باشیم و استفاده کنیم.

 

راستی می تونین از این ۲ سایت کتاب خریداری کنید ...

انتشارات جیحون

انتشارات کاروان

+ نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 10:39 بعد از ظهر توسط بهنام |

_((ملانصرالدین برنامه ریزی کرد که در ساعت دو بعد از ظهر سخنرانی کند، و چنین انتظار می رفت که پیروزی بزرگی باشد: هزاران صندلی فروخته شده بود و بیش تر از هفتصد نفر بیرون مانده بودند و از را تلویزیون های مدار بسته، سخنرانی را تماشا می کردند. سر ساعت دو بعد از ظهر، یکی از دستیارهای ملانصرالدین وارد شد و گفت، به دلایل اجتناب ناپذیر، سخنرانی با تأخیر شروع می شود. بعضی ها با خشم از جا بلند شدند و پول شان را پس گرفتند و رفتند. با این وجود، همچان تعداد زیادی در داخل و خارج تالار سخنرانی باقی ماندند. تا ساعت چهار بعد از ظهر، استاد صوفی هنوز ظاهر نشده بود و مردم کم کم پول شان را از اتاقک بلیت فروشی پس می گرفتند و می رفتند. وقتی ساعت شش شد، از هزار و هفتصد نفر اولیه، کم تر از صد نفر باقی ماندند. در آن هنگام، ملانصرالدین وارد شد. به شدت مست به نظر می رسید و مشغول خوش و بش با زن جوان و زیبایی شد که در ردیف جلو نشسته بود. مردمی که مانده بودند، کم کم احساس حیرت و خشم کردند. این مرد چه طور می توانست این طور رفتار کند، در حالی که چهار ساعت تمام آن ها را منتظر گذاشته بود؟ زمزه های مخالفتی برخاست، اما استاد صوفی آن ها را ناشنیده گرفت. با صدای بلندی به گفتن این موضوع ادامه داد که آن زن جوان چه قدر دلفریب است، و از او دعوت کرد با او به فرانسه برود.))

_((پس از نفرین کردن کسانی که شکایت می کردند، ملانصرالدین سعی کرد از جایش برخیزد، اما محکم روی زمین افتاد. تعداد دیگری با بیزاری تصمیم گرفتند آن جا را ترک کنند. می گفتند این فقط شیادی است، خبر این نمایش فاسد را به روزنامه ها می گویند. فقط نه نفر باقی ماندند. همین که آخرین گروه تماشاگران خشمگین آن جا را ترک کرد، ملانصرالدین از جایش برخاست؛ کاملاً هوشیار بود، چشم هایش می درخشید و فضایی از خِرَد و قدرت پیرامونش را گرفته بود. گفت: "در میان شما، آن ها که مانده اند، همان هایی اند که سخن من را می شنوند. شما دو تا از سخت ترین آزمون های راه روحانی را پشت سر گذاشتید: بردباری داشته اید و منتظر لحظۀ موعود مانده اید، و شهامت داشته اید و از آن چه دیده اید، ناامید نشده اید. به شماست که درس خواهم داد."

و ملانصرالدین راه و رسم صوفیان را به آن ها آموخت.

منبع: رمان_ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد

نویسنده: پائولو کوئلیو

ترجمه ی: آرش حجازی

+ نوشته شده در جمعه 3 اسفند1386ساعت 10:45 بعد از ظهر توسط بهنام |

hast o nist

هست و نیست ...

از باده ی ((نیست)) سر خوشم، سر خوش و مست!

بیزارم و دلشکسته، از هر چه که ((هست))!

من ((هست)) به ((نیست)) دادم، افسوس که ((نیست))

در حسرت ((هست)) پشت من پاک شکست!

از: کارو

+ نوشته شده در جمعه 19 بهمن1386ساعت 10:35 بعد از ظهر توسط بهنام |

<< سفر زیارتی، سیاحتی و همیشگی آخرت>>

ابتدا گذرنامه زیر را تکمیل نمایید:

نام: انسان

نام خانوادگی: آدمیزاد

نام پدر: آدم

نام مادر: حوا

لقب: اشرف مخلوقات

نژاد: خاکی

صادره از: دنیا

ساکن: کهکشان راه شیری، منظومه شمسی، زمین

مقصد: برزخ

ساعت حرکت و پرواز: هر وقت خدا صلاح بداند

مکان: بهشت، اگر نشد جهنم

 

وسایل مورد نیاز:

1- دو متر پارچه سفید

2- عمل نیک

3- انجام واجبات و ترک محرمات

4- امر به معروف و نهی از منکر

5- دعای والدین و مومنین

6- نماز اول وقت

7- ولایت ائمه اطهار

8- اعمال صالح، تقوی و ایمان

 

توجه:

1- خواهشمند است جهت رفاه حال خود، خمس و زکات را قبل از پرواز پرداخت نمائید.

2- از آوردن ثروت، مقام، منزل و ماشین حتی داخل فرودگاه خودداری نمائید.

3- حتماً قبل از حرکت به بستگان خود توضیح دهید تا از آوردن دسته گلهای سنگین سنگ قبر گران و تجملاتی و نیز مراسم پر خرج خودداری نمایند.

4- جهت یادگاری قبل از پرواز اموال خود را بین فرزندان مشخص نمائید.

5- از آوردن بار اضافی از قبیل حق الناس، غیبت، تهمت و غیره خودداری نمائید.

 

در صورتیکه قبل از پرواز به مشکلی بر خوردید با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید:

186 بقره – 45 نساء – 129 توبه – 55 اعراف – 2 و 3 الطلاق

(( برای کسب اطلاعات بیشتر به قرآن و سنت پیامبر (ص) مراجعه نمائید ))

سرپرست کاروان: حضرت عزرائیل

+ نوشته شده در جمعه 30 آذر1386ساعت 11:16 قبل از ظهر توسط بهنام |

 

اعتماد به نفس ؛ کلید موفقیت

 

یکی از مهمترین قضاوتهایی که ما در زندگیمان داریم مربوط به خودمان است. آن اعتماد و باوری که شخص پس از نتیجه گیری از داوریهای متعدد نسبت به اهمیت ارزشهای خود احساس می کند، اعتماد به نفس نام دارد. این باور در فرد به قدرتی تبدیل می شود که علی رغم تمام اشتباهات و شکست هایش، خود را قبول دارد و با اتکا به توانایی های خود و استفاده از تجربیات و اصلاح و تغییر بعضی از ویژگیهای شخصیتی و رفتاری، باز هم آماده است مسوولیتهای متعددی را عهده دار شود.

ضعف در اعتماد به نفس ناشی از قضاوت بی رحمانه ای است که درباره خود داریم. گاهی می پنداریم باید کامل و بی عیب و نقص باشیم و دارای هوش و استعداد فراوان تا بتوانیم مورد قبول همه قراربگیریم. اگر این گونه فکر می کنید باید بگویم سخت در اشتباهید. چه بسیارند افراد با هوش و دانشمند و متفکر و حتی هنرمند که با داشتن شهرت و محبوبیت، متاسفانه اعتماد به نفس ندارند!

موتور اصلی حرکت ما داشتن "حس خوب" نسبت به خودمان است. این حس، با دوست داشتن "خود" و تعلق خاطر و ارزشگذاری به "خود" به وجود می آید. داشتن "حس خوب" سبب می شود به توانایی ها وتصمیم گیریها و برنامه ریزیهای خود اعتماد کنیم.

با اعتماد به نفس می توانیم در بدترین شرایط باز هم "احساس خوب" داشته باشیم وبالعکس با عدم اعتماد به نفس در بهترین شرایط احساس بدی خواهیم داشت. فردی با این ضعف، در ارتباط با اطرافیان خود اعم از پدر، مادر، همسر، فرزند، دوست، همکلاس، همکار، همسایه و ... با مشکل روبرو خواهد شد و چه بسا در خیلی موارد آنها را هم گرفتار مسائل خود کند. متاسفانه در بعضی مواقع این افراد خواهان این هستند که احساس ارزشمند بودن را از دیگری یا دیگران و یا موقعیتی که دارند کسب کنند و در نتیجه یک "احساس خوب" کاذب به دست آورند. تنها کسی که می تواند ارزشها را در شما ببیند و همواره در کنارتان باشد و تواناییها و ویژگیهای مثبت شما را یاد آوری کند خود شما هستید. بله خودتان!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 14 آبان1386ساعت 9:57 بعد از ظهر توسط بهنام |

 

پیامبر کفرگوی

 

فیلسوف ها تنها ترین آدم های دنیا هستند. دائماً به مسائلی فکر می کنند که مسئله مردم نیست، به مسائلی که ابدی و ازلی است. زندگی خودشان را دارند. برای همین چون چند نفری جایی گرد می آیند، شروع به بحث و جار و جنجال می کنند. بخصوص اگر بحث به نیچه بکشد که همیشه بحث انگیز بوده است. همیشه عده ای او را فیلسوف، بعضی هم شاعر و بعضی هم دیوانه دانسته اند. هیچ کدام قادر به قانع کردن یکدیگر نیستند. انگار هر سه باید باشد. انگار سه جزء نیچه است. در مشهورترین عبارت نیچه هم هر سه این حالات دیده می شود. منظور، آن عبارت وحشتناک است که گفت: ((خداوند مرده است.))

...

..

.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 8:10 بعد از ظهر توسط بهنام |

 

مرگ چیست؟

حد فاصل بين ما و آخرت، مرگ است. چيزي كه كمتر انساني است از آن هراس نداشته باشد. البته صحبت الان من درباره ترس از مرگ نيست. چه خوب است كه درباره آن هم صحبت شود.

يك پرسش مهم. مرگ چيست؟ مردن يعني چه؟ تعريف شما از مرگ چيست؟ باور كنيد اين سوالِ بسيار مهم و سرنوشت سازي است. پاسخي كه به آن مي‌دهيد سير اعتقادي شما را مشخص كرده و سلوكتان را در زندگي تعيين مي‌نمايد. چه فرقه‌ها و مسلكهايي منحرفي كه از همين نقطه، آغاز به كار كرده‌اند. چه مردان و بزرگاني كه وقتي به اينجا رسيدند پايشان لغزيد و قلمشان منحرف شد.

مسأله مرگ و مردن، از دو جهت اهميت داشته و نقطه عطف همه انسانهاست.

1-     قبل از آنکه زمانش برسد

2-     بعد از آنكه زمانش رسيد

اهميت جهت اول همان بود كه گفتم؛ يعني نگاه ما به مرگ، تاثير در زندگيمان دارد. تعريف من از مردن، زندگيم را جهت مي‌دهد.

براي اينكه كمكي كرده باشم تا بتوانيد معناي مناسبي براي مرگ انتخاب كنيد، چند تعريف از آن مي‌نويسم.

 - مرگ يعني از دست رفتن، از بين رفتن، فنا شدن. مردن يعني نيست شدن، نابود شدن، هيچ شدن.

 - مرگ يعني از دست دادن، از دست دادن جان؛ تحليل رفتن و از دست دادن آنچه كه دارم.

-  مرگ يعني بيرون رفتن، رد شدن، عبور كردن. مانند باز كردن در و بيرون رفتن از اتاق   و وارد شدن به محيط ديگر.

 - مرگ يعني رها شدن، آزاد شدن. رها شدن از قالب دنيوي،